داستان سهیل سِلبا؛ از صفرِ یوتیوب تا درآمد میلیاردی
چطور میشه یک سال رو کار کنی اما نتیجهای نگیری و ناامیدم نشی، یه تغییر کوچیک بیاد و همه چیز رو واست عوض کنه اگه میخوای بدونی سهیل سلبا چیکار کرده تا آخر مقاله با من همراه باش.
سلام و درود زیاد! خیلی خوش اومدید به صفحهی اَدیموب.
امروز اومدیم با هم یه خلاصه از زندگی سهیل باریکانی، یا همون سهیل سِلبای خودمون داشته باشیم؛ از ورودش به یوتیوب، قبل از ورودش به یوتیوب (YouTube) و تغییراتی که تو این مدت داشته. با من همراه باشید.
سهیل متولد سال ۱۳۸۱ هست و یکی از دهههشتادیهای موفق یوتیوب فارسی به حساب میاد. از همون اول به ورزشهایی مثل بسکتبال و فوتبال علاقه زیادی داشت و حتی بهصورت حرفهای هم دنبالشون میکرد، اما یه مصدومیت نسبتاً کوچیک مسیر زندگیش رو عوض کرد. همین اتفاق باعث شد تایم آزاد بیشتری پیدا کنه و وقتش بیشتر توی یوتیوب بگذره. دیدن ویدیوهای آریا کئوکسر (ARIA KEOXER) و بقیه یوتیوبرهای معروف، کمکم یه جرقه توی ذهنش زد و علاقهاش به یوتیوب جدیتر شد.

وقتی سهیل تصمیم گرفت خودش هم وارد دنیای یوتیوب بشه، موضوع رو با خانوادهاش در میون گذاشت، اما خب مثل حدود ۹۰ درصد خانوادههای ایرانی، با مخالفت روبهرو شد، یه جورایی میخواستن نظرش رو عوض کنن! ولی سهیل با نشون دادن موفقیت یوتیوبرهای معروف مثل آریا کئوکسر، مخصوصاً درآمدی که داشتن، تونست نظر خانوادهاش رو تا حدی جلب کنه و بالاخره استارت کارشو بزنه.
اوایل کار، ویو خاصی نمیگرفت و محتوایی که تولید میکرد بیشتر ریاکشن به ویدیوها و بازیهای بقیه بود. سهیل حدود یک سال با همین استراتژی جلو رفت، اما عملاً نتیجهای نگرفت؛ نه درآمدی، نه ویوی درستوحسابی. همین موضوع کمکم دلسردش کرد. از اونجایی که به بازیگری هم علاقه داشت، تصمیم گرفت کلاسهای بازیگری بره تا خودش رو توی اون مسیر هم تقویت کنه؛ حتی توی کلاسهای بازیگری رضا عطاران هم شرکت کرد.
مادر سهیل یهسری آشنا توی فضای سینما داشت و صحبت میکنه که سهیل بتونه توی یکی از سریالها بازی کنه. وقتی زمانش میرسه و سهیل میخواد وارد این فضا بشه، از یوتیوب خداحافظی میکنه و میگه میخوام برم بازیگر بشم. اما سر صحنه فیلمبرداری متوجه میشه که نهتنها نقش اول یا دوم نداره، بلکه فقط یه سیاهلشکره. این موضوع خیلی بهش فشار میاره، حالش رو خراب میکنه و با ناراحتی کامل صحنه فیلمبرداری رو ترک میکنه و برمیگرده خونه.
باباش وقتی حال و روز سهیل رو میبینه و متوجه میشه چقدر ناراحت و بههمریخته است، ازش دلیلش رو میپرسه. سهیل میگه که دیگه نمیتونه ادامه بده و خیلی خسته شده. پدرش بهجای اینکه سرزنشش کنه، بهش میگه: «پسرم برو دوربین رو روشن کن، بذار یه ویدیوی دونفره با هم برای یوتیوبت بگیریم.»
با هم شروع میکنن. اون زمان توی یوتیوب ویدیوهای ریاکشن به موزیکها خیلی ترند و بولد بوده. وقتی کار رو استارت میزنن، با استقبال زیادی از طرف مردم مواجه میشن، چون برای مخاطبها عجیب و جالب بوده که مردی در این سن و سال کنار پسرش بشینه و به موزیکهای نسل Z ریاکشن نشون بده.
خلاصه اینکه مردم خیلی از این سبک ویدیو خوششون میاد؛ پدر و پسری که کنار هم نشستن، موزیکها رو گوش میدن و ریاکشن یک مرد سنبالا نسبت به موزیکهای نسل Z رو میبینن. کارشون میگیره و ویوهای چنل سهیل دو برابر و حتی خیلی بیشتر میشه.

بعد از این اتفاق، سهیل خیلی بهموقع و با یه استراتژی درست مسیرشو عوض میکنه. از استودیوی اتاقش بیرون میاد و همراه با پدرش سراغ ولاگهای روزمره و چالشهای عجیب و غریب میرن. این سبک هم دوباره برای مردم خیلی جذاب بود؛ اینکه یه پدر و پسر اینقدر صمیمی کنار هم وقت میگذرونن و حتی وارد جزئیات زندگی شخصیشون میشن.
سهیل به این هم بسنده نمیکنه و باز هم بهموقع، با تصمیمهای درست، شروع میکنه به همکاری با یوتیوبرهای مناسب. این همکاریها تأثیر خیلی زیادی روی رشدش میذاره و باعث میشه بیشتر از قبل دیده بشه و به شهرت برسه. همینجا بود که سهیل کمکم به جمع یوتیوبرهای خفن ایرانی اضافه شد.
با شنیدن داستان سهیل میفهمیم که استمرار، ناامید نشدن، یه تصمیم کوچیک، تغییر مسیر بهموقع و کمک گرفتن از اطرافیان چقدر میتونه تأثیرگذار باشه و چه تغییرات بزرگی توی زندگی ایجاد کنه.
سهیل سلبا در حال حاضر با حدود ۳۲۲ هزار سابسکرایبر و ۴۲۸ ویدیویی که تا الان آپلود کرده، درآمدی در حدود ۳۱ هزار دلار داشته که میشه تقریباً ۴ میلیارد تومان. واقعاً رقم کمی نیست؛ مخصوصاً وقتی بدونیم این پدر و پسر دارن با هم این درآمد رو به دست میارن و داخل ایران هم زندگی میکنن.
خیلی ممنون که تا اینجای کار همراهمون بودید. اگه دوست دارید درآمد یوتیوبر مورد علاقه خودتون رو هم بدونید، میتونید به وب سایت ما سر بزنید. اونجا بخشی هست که با وارد کردن آیدی یوتیوبر مورد نظرتون، میتونید درآمدش رو بهصورت دقیق ببینید.
اگه سؤالی داشتید، خوشحال میشم توی کامنتها بپرسید.
ممنون که تا آخر همراه ما بودید، خدانگهدار.















